واکسن 18 ماهگی ات مبارک!
امروز پارمیس خانوم خوشگل ما با مامان و بابا به مرکز بهداشت رفت تا واکسن 18 ماهگی اش رو بزنه و خانوم بشه دیگه... وارد اتاق که شدیم پارمیس که خیلی روابط عمومی خوبی هم داره جلو جلو رفت نشست پیش خانوم پرستار و خندید، خانوم پرستار هم به پارمیس یک بیسکویت و یک عروسک داد... دختر طفلکم کلی خوشحال شد در حالی که نمی دونست چی قراره اتفاق بیافته... یهو مامان و خانوم پرستار با هم دست به یکی کردن و پارمیس رو گرفتن و به جفت دستاش واکسن زدن... طفلکی دخترکم مظلومانه گریه می کرد...وقتی از اتاق اومدیم بیرون اخم کرده بود و دست چپش رو که درد می کرد بالا گرفته بود و به باباش نشون می داد و کلی شاکی بود.
دختر کوچولوی ناز ما در 18 ماهگی می تونه کلماتی مثل ( داگه، سرده، مامان سارا ،بابک بابا ،سجاد دایی اجین، ددر، به به، جوجو، هاپو، خدایا، این کیه، چی بود، آبه، عمو، هفت(همون رفت)، یک دو سه، نیست) رو بگه.


واکسن 18 ماهگی ات مبارک!
